انحرافات اجتماعی و خرده فرهنگ های معارض
بسمه تعالی
در امدی بر نقد:
کتاب انحرافات اجتماعی وخرده فرهنگ های معارض نوشته نودر امین صارمی و چاپ دانشگاه علوم انتظامی ناجا در سال 1380 می باشد که هدف دانشگاه را در اصل بیان می کند ونکته ای که نویسنده به ان توجه کرده این است که در این دوره فقدان رویکرد علمی در مورد معضلات و مسائل اجتماعی وهمچنین فقدان اگاهی در زمینه مطالعات امنیتی و انتظامی وجود دارد و می خواهد از این طریق دانش وسیعی در مورد دانش انتظامی بوجود بیاورد.
در مورد انحرافات صحبت کرده وگفته شده از طریق وسایل ارتباطی و ماهواره و.... هر خرده فرهنگی ،فرهنگ خود را منتقل می کند و علت گرایش جوانان به کشورهای غربی را نبود چارچوب ارزشی می داند که جوانان به دلیل نبود این چارچوب نمی توانند تمام فرهنگ ها را با توجه به فرهنگ خودی بپذیرند و این باعث دگرگونی فرهنگی شده وباعث می شود تا جوانان از راههای دیگری وارد شوند تا نیلزهای خود را تامین کنندواین موجب انحرافات می شود.
هدف نویسنده:شناخت اگاهی ها ،نگرش ها،ارزش ها،هنجارهای منحرفانو درحقیقت بررسی خرده فرهنگ های معارضی است که در سطوح ارزشی وهنجاری مطرح می شود.
مخاطبان مورد نظر نویسنده:دست اندرکاران ،سیاستگذاران ومجریان هستند تا تدابیر بهتری جهت کاهش انحرافات بیاندیشند.
نویسنده در پیشبرد نکته اصلی از روش تحقیق و مراحل ان استفاده کرده و به بیان طرح موضوع،اهداف تحقیق،پیشینه تحقیق و بیان مسائل اجتماعی و وویژگی مسائل وعلت پیدایش انها و همینطور ازجداول برای انتقال بهتر مطالب استفاده کرده است.
در پشتیبانی از هدف خود ورسیدن به ان از نظرات کسانی مثل تراشه ،روایت،مک کی،مرتون،هاوادبکر وپارسونزو.... و همچنین از نگاه تاریخی به خرده فرهنگ ها ی متعارض و جداول بهره برده است.
نقد و ارزیابی:
نویسنده بدون هیچ مقدمه ای به بیان طرح موضوع پرداخته که بهتر بود ابتدا تعریف جامع وکاملی از جامعه و همچنین نقش فرد در جامعه و شخصیت انسان می کرد تعریف جامعه عبارتنداز گروه های منظمی که با یکدیگر زندگی می کنند ویا گروهی از مردم که در امرخاص باهم همکاری دارند وباهم به فعالیت می پردازند .ژرژگوریچ در تعریف جامعه می گوید:جامعه واقعیتی کلی ،متعدداز اجزاءوجامع الجهات است .جامعه محصول تجمع افرادی است که به منظور رفع نیازمندی ها و تولید مشترک گرد هم امده اند و با یکدیگر روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی دارند.
در مورد نقش ادمی میتوان از نقش ذهنش گفت میانجی بین میل وعمل است و....
نویسنده در بیان اهداف تحقیق که در 3 سطح بررسی شده از مثال که تعاریف را کامل تر می کند استفاده نکرده است وهمینطور وقتی اهداف تحقیق را بیان کرده ابتدا باید مراحل اصلی روش تحقیق را بیان می کرد و بعد اهداف را می گفت مراحل اصلی روش تحقیق عبارتند از:1- مرحله طرح فرضیه : فرضیه حالتی است پذیرفته شده که بتوان از ان نتایج منطقی بدست اورد.فرضیه نخستین مرحله اغاز یک تحقیق علمی است که محقق در کشف ان تصوراتی دارد و هدفش استقرار تشابه بین دو یا چند متغیری در زمان واحد است به گفته فوراسیه بدون فرضیه فعالیت علمی وجود ندارد و بدون اندیشه نه ادراک وجود دارد و نه اطلاع وشناسایی.
2- مرحله طبقه بندی اطلاعات که شامل:1-طبقه بندی اسمی 2- طبقه بندی ترتیبی 3- طبقه بندی فاصله ای .
روش های تحقیق عبارتند از : تاریخی/ اماری/ نتیجه گیری / منوگرافی/ روش پهنانگر.
در روش اماری بصورت سرشماری عمومی و جمع اوری اطلاعات از فرد فرد جمعیت منطقه موردمطالعه.در روش نتیجه گیری اول باید انها را طبقه بندی کرد و به طرح جداول اصلی و فرعی بپردازد وبه تنظیم گزارش ونمودار هیستوگرام بپردازد. روش منوگرافی به معنای تک نگاری است که عبارتند از بررسی عمیق و همه جانبه یک امر اجتماعی محدود مانند خانواده و یک گروه روستایی.
روش پهنانگر شامل مسائل جمعیتی و تحرک اجتماعی است که خود بر دو گونه می باشد 1- تحرک زمانی جمعیت و میزان باروری ،ازدواج ،تولد ،تناسل ،طلاق ،مرگ و میر 2- تحرک مکانی جمعیت از نظر مهاجرت و تغییر مکان از نقطه ای به نقطه دیگر.
نویسنده در بخش ادبیات موضوع بهتر بود تعریف از ارزش و هنجار اجتماعی را ابتدا بیان می کرد و نه در اخر. ارزش های اجتماعی به ان دسته از واقعیت ها واموری اطلاق می شود که نیازهای مادی ومعنوی افراد جامعه را براورده می سازد. و از نظر پایه واساس و کردار با نوع فرهنگ تباین دارد و ممکن برای یک جامعه ارزش مثبت یا منفی داشته باشد و هنجار نیز براساس ارزش های اجتماعی هدایت نظام اجتماعی را بر عهده دارند و هر عللی که با اداب و رسوم تطبیق کند بهنجار واگر منحرف باشد نابهنجار است و باعث کجروی می شود.
در قسمتی نویسنده بدون بیان خود فرهنگ و تحول فرهنگی به بیان خرده فرهنگ می پردازد. فرهنگ نمودار فعالیت های انسان های زنده در جامعه است و سرمایه ای درعین حال مادی و ایده الی و عصاره زندگی اجتماعی است.
به گفته هرسکویت انچه جامعه می افریند و به انسان ها واگذار می کند فرهنگ نام دارد .فرهنگ دارای جنبه های متعددی است در طول زمان تغییر می کند ودر دنیا فرهنگ های گوناگونی وجود دارد وبه گفته استاد انتظاری فرهنگ شیوه زندگی کردن افراد است.
تحول فرهنگی :فرهنگ ها بویژه فرهنگ های مترقی در درجه اول در پرتو اقتباس و پذیرش متحول می شوند.
این اقتباس م فرهنگ پذیری مستلزم وجود شرایط اجتماعی است که این امر را ممکن می سازند. مثلا" برای این که بدانیم تحول فرهنگی در همین جامعه ما بتدریج و نامحسوس و بعضا"شدید و محسوس صورت گرفته کافی است وضع فرهنگ جامعه خودی را در گذشته با وضع کنونی مقایسه کنیم.
نویسنده در اخر به بیان و تعریف ارزش می پردازد ولی انواع ان را بیان نکرده تا موضوع بهتر برای خواننده جا بیافتد. ارزش دو نوع است: 1-ارزش غایی2- ارزش پایه
ارزش غایی به عنوان هدف و غایت مطلوب انسانی به کار می رود. ارزش پایه انهایی هستند که به وسیله انها ارزش های دینی ، اقتصادی ،سیاسی ،ازادی ،دانش ،و....
پس یکی از ایرادهای واضح در این کتاب نبود مثال های متعدد و کلی گویی است. نویسنده جزء مطلب را بیان نکرده مثلا" اگر می خواسته ارزشها را توضیح بدهد خود ارزش را با مثال بیان نکرده تا تعریف برای خواننده خوب جا بیافتد و در اخر هم نتیجه گیری از مطالب نکرده و نگاه تاریخی در این کتاب وجود دارد ولی کم رنگ است چرا که این روش در پیشبرد اهداف تحقیق میتوانست موثر باشد.
نوشته شده توسط فرزانه رسولی
|
+| نوشته شده توسط
فرزانه رسولی در
87/01/05
|